خرید بک لینک

یک پسره دانشجو عاشق و سینه چاک دختر همکلاسیش بود

بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری

کرد اما دختر خانوم عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.

بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه

روزها ازپی هم گذشت و دختر واسه امتحان از پسر یک جزوه قرض گرفت و

داخلش نوشت ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت

“اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.

چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!

.

و اما نتیجه

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند

برچسب: نویسنده: مریم قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 5:37

صفحه بندی